قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

522

تاريخ الفي ( فارسى )

نيستم و او را در اين واقعه حكم نمىكنم ؛ چه ، او از من گريخته است و مدتّى مفارقت اختيار كرده و مردمان را از متابعت من منع مىفرموده و چندگاه از من هراسان بود تا من او را ايمن كردم و بازخواندم . اگر لا بد حكم بايد ، عبد اللّه بن عباس اينجاست ، او را حكم گردانيدم . آن جماعت گفتند : در اين واقعه تو و عبد اللّه يك حكم داريد . عبد اللّه از تست و تو از اويى . به‌هيچ‌وجه به او راضى نيستيم . امير المؤمنين على فرمود : اگر به ابن عباس راضى نمىشويد مالك اشتر را حكم كنم . اشعث گفت : اين آتش فتنه اشتر برافروخته است . چگونه او را حكم توان كرد ؟ امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، فرمود . حكم بودن اشتر هيچ عيب ندارد . او چه حكم تواند كرد كه نه بر جادّهء قرآن باشد ؟ اشعث گفت : اشتر آن است كه بگذاريد تا او شمشير زند و مردمان را بيندازد تا اين كار چنان كه مراد اوست بشود . اشتر گفت : اى اشعث تو اين سخن را از آن جهت مىگويى كه امير المؤمنين على تو را از رياست عزل كرده و تو را [ در ] اهليت اين كار نمىداند . اشعث گفت : و اللّه چون آن رياست و ايالت به من داد خوشحال نشدم و چون مرا معزول گردانيد غمگين نشدم . امير المؤمنين فرمود : اى اشعث ! معاويه در اين كار عمرو عاص را حكم ساخته كه بر او اعتماد دارد و او در جميع احوال رضاى او جويد . و عمرو عاص قرشى است ، بايد كه در مقابل او قرشى بايستد و بر عبد اللّه عباس مزيدى نيست . هرگره كه عمرو زند عبد اللّه آن را بگشايد و هركارى كه عمرو عاص آن را محكم كند عبد اللّه آن را سست گرداند . اشعث و جماعتى كه با او بودند گفتند : ما هرگز راضى نشويم كه دو مرد مصرى ميان ما حكم كنند . مردى بايد از مصر و مردى ديگر از يمن تا اين كار را شايد . امير المؤمنين على فرمود : من از اين مىترسم كه اين مرد يمانى را بفريبند ؛ كه عمرو مكّارى عظيم است و از خداى تعالى در آنچه گويد و كند نترسد . اشعث گفت : اگر يمانى و مصرى حكم چنان كنند كه ما را بعضى از آن موافق نيايد دوست‌تر از آن مىداريم كه هردو مصرى باشند و حكم بر وفق مراد ما كنند . امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، فرمود : معلوم مىشود كه شما جز ابو موسى را نمىخواهيد . گفتند : « 1 » آرى . لايق اين كار است و بر او مزيدى نيست امير المؤمنين فرمود : چون به دست من كارى نيست ، شما دانيد . هرچه خواهيد كنيد . اى بار خدايا ! تو گواه باش كه من از آنچه اين قوم مىكنند بيزارم . در اين وقت احنف بن قيس آمد و گفت : يا امير المؤمنين ! ابو موسى اشعرى مرديست از يمن و بيشتر از بنى اعمام و اقرباء او در ملازمت معاويه‌اند و عمرو عاص كه در مقابل او نهاده‌ايد مردى سخت مكّار و دوربين است . نمىبايد كه به ابو موسى اشعرى رضا دهى . مرا حكم گردان ؛

--> ( 1 ) . از جمله همراهان معروف اشعث در اداى اين جمله زيد بن حصين و مسعر بن فدكّى بودند .